تبليغاتX
::. خاطرات دختراي شيطون .::
 

ß مسابقات ربوتیک برگزار شد ، نبردیم اما خیلی خوب بود !!

 

ß اول مسابقه که رفتیم وقتی داشتن اسم گروه ها رو می خوندن تا اسم گروه « 5/4 پیکـــر » رو خوندن همه زدن زیر خنده ! ولی تنها گروه دختری که آخر رتبه آورد همین گروه بود !  

 

 

                                   

 

 

ß جلوی اون سن مسابقه که وایستاده بودیم ، بقیه ربات ها رو ببینیم یه رباته تا ته مسیر رو رفت ، بعد نینا عصبی داد زد : اه ه ه  تا تهش رفت . بعد یه پسره بقلش بود میگه : اه ه ه  تا تهش رفت ؟؟؟ بیچاره نمی دونست اگه مثلا بخوایم رتبه بیاریم نباید تا ته بره { کی میشه پسرا این چیزا رو بفهمن ؟ }

 

 

ß سر این مسابقه ربات ما تا تست می گرفتیم تمام تست ها رو تا آخر مسیر رو می رفت ولی تا رکورد می زدیم رباته هم قاطی میکرد !! به این میگن تهههههه خوش شانسی .  همه اطرافیانمون تا تست ها رو دیدن گفتن اینا می برن ولی به رکورد که رسید  .....!

 

 

ß یه گروهی بودن از این پسرا رباتشون بدجور پیچیده بود !!!! بعد تا رفتن رو سن این داورا هم بهشون شک کردن که نکنه خودشون درست نکرده باشن بعد یه سوال ازشون پرسیدن نتونستن جواب بدن . اینا هم گفتن برید آخرین گروه بیاین مسابقه بدید . بعد چون توی قرعه کشی گروه ما هم آخر بود . از اول تا آخر مسابقه ما دو تا گروه نشسته بودیم بقل هم هی غیبت می کردیم بعد یکی از اینا یه تیپی داشت که نگو : عینکش رو گذاشته بود بالای سرش – پلوور کلاه دار سفید و ..... تا اومد رو سن همه با هم زدیم زیر خنده : این تریپت من و کشته ...! بعد مسابقه که داشتیم فیلم رباتمون رو نگاه می کردیم اینا پشت سر گروه پارمیس اینا هر حرفی زده بودن صداشون ضبط شده بود !!! یکیشون میگفت : اگه بردن تشویقشون کنیم – اون یکی میگفت : اگر باختن هم هوشون کنیم ... یکی دیگه میگفت : نه زشته !

 

ß حالا این پارمیس و زهره رفتن بالای سن وسط مسابقه دعواشون شد . این میگه : سیم و نکش ! اون میگه : نکـــن ! کلی بهشون خندیدیم !

 

 

                   

 

 

ß یه گروه که رفته بود رو سن داشت مسابقه میداد یکی از دوستاشون هی از این ور میگفت : متستهلکش کن ! بعد پارمیس به نینا میگه : مستهلکش کن یعنی چی ؟ نینا : نمی دونم ! بعد این پسره تا حرف این 2 تا رو شنید بلندتر داد زد : مستهلکــــش کن ،  دیگه تا آخر ول کن نبود که هی داد میزد : مستهلکــــش کن !!! آخرش فهمیدیم بابا مستهلکش کن میشه : حریف رو نابود کن ! ( پسره هم حالا فک کرده چی گفته )

 

 

ß همون اول کاری که رسیدیم پارمیس به یه پسره بلوز قرمز گیر داد بود میگفت : من می دونم این مخه ! اول میشه . اینا هم خداییش خیلی رو رباتشون کار کرده بودن ولی تا رفتن بالا هرکاری کردن رباته اصلا روشن نشد ! بیچاره همین پسر بلوز قرمزه عصبی شده بود ....! ( پارمیس جان تو چیزی نگی بهتره )

 

 

ß از بین 50 تا گروه حدودا 10 تا رتبه آوردن ! دیگه خودتون بفهمید چقدر سخت بود ! ولی بازم ایول به این دخترا ! پسرا که رباتشون رکورد میزد عین ماست وامیستادن نگاه میکردن ولی دخترا کلی میزدن قدش و دست میزدن ! { این و گفتم که یه خورده این پسرا از خودشون خجالت بکشن }

 

 

ß فرداش که برگشتیم مدرسه کلییییییی بر و بچ تحویلمون گرفتن و تبریک گفتن ! یه جشن حسابی به افتخارمون گرفتن ! { جای شما خالی خیلی کیف داد }

 

 

ß سر زنگ آمار تیام تمام مدت داشت به ما که توی مسابقه بودیم SMS میداد بعد این معلم آمار ما شک کرد بهش که این داره با گوشی ور میره ، بعد کاوک یه دونه گوشی داره از این مدل هاست ، ولی عین گوشی های واقعیه . بعد تیام تا دید این معلم آماره شک کرده این گوشی رو بهش نشون داد . بعد معلممون تا این رو دید گفت : الکیه ؟؟ من که اول دست تیام دیدم فکر کردم واقعیه ! تیام هم به هوای همون گوشی الکیه تا آخر زنگ داشت به ما SMS میداد ، ولی معلمه فکر میکرد تیام داره با گوشی مدله کار میکنه !

 

 

 

                             

 

Ë اخبار مدرسه 

 

1- امروز قلم چی دادیم باز !

2- اصولا تا جایی که ما خبر داریم همیشه هفته آخر قبل از دی رو همه بیکارن . ما از همین امروز گرفته تا آخر هفته ، روزی 3 تا امتحان داریم !  

 

Ë POST SCRIPT

 

1-  تقلب همه جا خوبه ولی هرکی توی آزمون های جامع و قلم چی و .... تقلب کنه خیلی ...... !!!!!

2- قابل توجه اونایی که میگفتن همه کامنت های وب دخترای شیطون خودشونن ! یه نگاه که بندازین می بینید تو این مدت هیچ کدوم از دخترای شیطون نظر نذاشتن ولی تعداد نظرات بازم ......!

3- تولد یک سالگی « دخترای شیطون » نزدیکه !

 

+ ?نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:39 توسط ::. دختراي شيطون .:: |

 

ß رفتیم اردو ، جمکران ! جاتون خالی ، خیلی خوش گذشت ! 

 

 

               

 

 

ß ما از همون اول که می خواستیم سوار اتوبوس بشیم با هم دعوا داشتیم ما و با یه سری دیگه از بچه ها سر اینکه کی اون ردیف آخر بشینه بحث می کردیم آخرش تا اتوبوس ها اومدن همه جیغ بریم اتوبوس شماره 1 یا 2 .. بعد ما تا رسیدیم به اتوبوس ها هی از همه پرسیدیم ببینیم مشاورمون میره کدوم اتوبوس ؟  بعد یکی گفت : میره اتوبوس شماره ۱ ما هم دوییدیم بریم اتوبوس شماره ۱ .... بعد یهو نینا جیغغغغغغ زد : نه اتوبوس شماره ۲ ، عطیه برو شماره دو الان صندلی عقب پر میشه !  تو این هیری ویری این بابای مدرسه ما {حدودا ۲۰ سالشه} یهو جلوی نینا ظاهر شد : نینا هم عصبانی فقط داد میزد : عطیه برو اتوبوس شماره ۲ ! این بابای مدرسه و دوستش حسابی بهمون خندیدن ! دیگه از اون به بعد این بابای مدرسه تا نینا رو می بینیه یاد اون قضیه میافته و میزنه زیر خنده !

 

 

ß اول راه که داشتیم می رفتیم همه مثلا خیر سرشون زیر زیرکی SMS میزدن و آهنگ گوش میدادن آخر شب که دیگه داشتیم برمی گشتیم همه راحت رو کرده بودن اینقدر که مشارومون میگه : خیالتون راحت من نمیام اون عقب می دونم چه خبره !!!   حالا ما میخواستیم عکس بگیریم بعد تیام این فلاش دوربینش رو خاموش نمی کرد کی هی این وسط فلاش میزد بعد فک کن همه عین اسگل ها واستادیم ازمون عکس بگیره هی می بینیم چرا غ میزنه نگو تیام گذاشته رو 10 ثانیه بعد 20 نفر آدم منتظر یه دوربین ! در کل تا یه عکس بگیریم پدرمون در اومد !

 

 

ß توی این حرم حضرت معصومه رسیدیم هر دو قدم که می رفتیم این آقائه میگفت : خانومم چادرت رو درست کن ! یکی نیست بگه ما مقنعه رو به زور رو سرمون نگه می داریم چه برسه به چادر !  راستی اینا میخواستن یه فیلم { مجنون لیلی } واسه ما بذارن خفه مون کردن به این راننده اتوبوسه میگیم ، میگه : ماشین مال من نیست ، بلد نیستم بعد دو ساعت رفته اون دوستش رو صدا کرده اون اومده یه این یاد داده حالا هی میذاره میگه : خانوم سیدی ات خرابه نمی خونه ! منم عصبانی : آقا سیدی اش اصله چطوری نمی خونه ؟ در کل تهش خفمون کردن آخرشم فیلم نذاشتن !

 

 

                   

 

 

ß تکه کلام جدید نینا : هیسسسسسسسسس ! هر 2 ثانیه { دقیقا هر 2ثانیه } این کلمه رو میگفت ! من نمی دونم این زبونش نگرفت از بس گفت هیس !   بیچاره پارمیس میگه : نصف شب رفتم خونه خواهرم خوابه بهم میگن هیس گفتم تو رو خدا شما بس کنید ... خفه شدم از بس بهم گفتن : هیـــــــــــس !!!!! 

 

 

ß یکی از بچه های کلاس ما میخواد بره پای تخته خودش رو میکشه . اول همه معلم ها رو تهدید میکنه که من بیام پای تخته باید بعدش برم دستم رو بشورم چون حساسیت داره – بعد هرکی میگه خب با دستمال گچ رو بگیر میگه : نه با دستمال سخته !  آخر همه رو دیوونه میکنه .. دیگه اینقدر ناز میکنه که بچه ها میگن بخدا عروسم واسه شاباش گرفتن اینقدر ناز نمی کنه که تو میکنی .. یالا بهش شاباش بدید خانوم برن پای تخته !

 

 

ß این معلم فیزیکه ما یه جزوه توووپ واسه ما داده تایپ کردن برای کل فیزیک 2 . بعد پشت صفحه برگه های این جزوه فامیلی معلممونه !   بعد یکی از بچه ها به معلممون گفت : خانوم یکی دیگه هم دقیقا با همین اسم شما جزوه داده – از این به بعد با اسم کوچیک بدید تایپ کنند ، معلممون هم گفت : باشه اصلا میگم شناسنامه بزنند خوبه ؟ بعد ریحانه از اون رو کلاس میگه : خانوم مرسی حالا که دارید میگید خواهشا بگید صفحه دوم شناسنامه تون رو بزنند !!!!!!

 

 

ß یه سری از بچه های بی جنبه کلاس ما رفته به این معلم ریاضی گل ما اعتراض کردن بعد معلمه هم اومده سر کلاس میگه : من واسه مهم نیست شما ادام رو دربیارید - غیبتم رو کنید- ولی تهمت بزنید سر پل صراط وامیستم یه خورده از اون ثواب هاتون رو می گیرم بعد میذارم برید !  یکی نیست بگه ما خودمون ثواب داشته باشیم کلامون رو می اندازیم هوا ، دلت خوشه ها ! بعد آخر حرف هاش هم بعد کل التماس که خانم شما حالا از تصمیمتون منصرف بشید و به روش قبلی تون ادامه بدید ، میگه : حالا صبر کنید من هر وقت از تصمیمم اومدم پایین بهتون اطلاع میدم !  یه بار هم سر ریاضی یه زنبور گنده اومد تو کلاس ما بچه ها یه جیغ و دادی راه انداختن که نگو ! بعد معلمه میگه : مگه اژدها اومده اینطوری می کنید ! بعد از اون ور تا زنبوره اومد طرفش خودش چنان جاخالی داد که نگو ! بخدا این معلم ریاضی ما با 57 سال سن کرکر خنده است ، همه عاشقشن !

 

 

ß دو هفته پیش رفتیم { آواز گنجشک ها } رو دیدیدم ... خیلی فیلم قشنگیه پیشنهاد می کنیم برید ببینید ! حالا بعد فیلم پامیس میگه : فیلم قشنگی بود ها ، ولی از اون فهمیدنی ها بود . به درد ما نمی خوره ! حرفش رو که زد تموم شد تازه دوزاریش افتاد که چی گفت ! تازه یک کلاس تجربی رو ریاضی رو نبردن اینا هم هی داد میزدن تو راهرو که : ما اعتراض داریم ، اردو نیاز داریم !  آخرشم واسه دل خوش کردنشون یه بلیط دو نفره دادن بهشون . ما هم اومدیم یه خورده بهشون دل داری بدیم میگیم : اشکال نداره بلیطش 2نفره است برید با دوست پسرتون ببنینید ! ولی خداییش کی با دوست پسرش میره سینما آواز گنجشک ها بببینه ؟؟؟!!!

 

 

                                  

 

 

Ë اخبار مدرسه

 

1-  5شنبه بعد مسابقه ربوتیک داریم ... برامون کلاس فشرده گذاشتن . دعا کنید اول بشیم !

2- کارنامه های آبان رو دادن . می دونید که طبق معلمون نمره هاش عالـــی بود !

 

 

Ë POST SCRIPT

1- جملات قصار ثبوت (معلم ریاضیمون ) : تا مسئله رو می بینید جواب باید از قلمتون بریزه !

2- این بابای مدرسه ما {همون20ساله} ریش هاش رو زده بود اینقدررررررررررر عوض شده بود هیشکی نشناختش ! یه 10 سالی جوون شده بود ! شما هم امتحان کنید بد نیست !

۳- پارمیس بالاخره به اون جای خانومه که فشار نیاوردی ؟؟

 

 

+ ?نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 21:38 توسط ::. دختراي شيطون .:: |