
ß هفته پرکاری بود ! هفته پرکاری هم در پیش است ....! 
ß این معلم ریاضی ما دوباره شروع کرد درس دادن ما هم شروع کردیم غر زدن که خانم زیاده ، خانم سخته ، خانم حوصله نداریم و ....! معلمه هم میگه : خب یه خرده کمتر ناهار بخورید تا سر کلاس حواستون سر جاش باشه . من دارم تلاش مذبوحانه می کنم شما درس رو بفهمید ! بعد پارمیس می پرسه خانوم مذبوحانه یعنی چی ؟ معلمه هم میگه : خب گوسفند رو وقتی می خوان ذبح بکنند تلاش مذبوحانه میکنن دیگه !
فقط مونده بود به گوسفند تشبیه بشیم !!!! 
![]()
ß جدیدا واسه وقت تلف کردن سر کلاس معلم ها که جزوه میگن بعد که ما که شروع می کنیم نوشتن می پرسن : خب نوشتید ؟ ما هم میگیم نه ! دوباره خب نوشتید ؟ ما هم : نه ! بعد که زنگ میخوره بالاخره تصمیم می گیریم بنویسیم ! ![]()
ß امروز سر جغی این معلمش طبق معمول شروع کرد نطق کردن
از اول کلاس که من فوق لیسانس شیمی دارم ، لیسانس زیست دارم ، لیسانس ریاضی دارم و لیسانس روان شناسی .... !
بعد با هر مدرک هم یه انگشتش رو نشون میداد . تا آخر کلاس اینقدر گفت انگشتاش قرمز شد ! { تا جایی که ما یادمونه این پارسال فقط لیسانس زیست و شیمی داشت ، امسال ریاضی و روان شناسی هم اضافه شده } ولی فک کنیم تا کلاس 5 بیشتر سواد نداره ! ![]()
ß راستی یه خبر مهم ما هفته بعد زنگ اول شیمی داریم !!!!
بیچاره ما اینقدر زنگ آخر شیمی داشتیم به معلمه میگیم : خانوم میشه واقعا ما شما رو زنگ اول ببینیم ! فک کنم اینقدر بگیم که همین کلاس زنگ اولمون هم کنسل بشه !
ß امروز کلاس فوق العاده ریاضی داشتیم تا رسید به من و نینا گقت : شما باز پیش هم نشستید و جامون رو عوض کرد ! نامرد نذاشت حداقل 5 دقیقه بگذره بعد دعوا کنه ! { البت حق هم داشت نینا خیلی حرف میزنه
}
ß امروز دم مدرسه کاوک منتظر آژانس بود بعد هر راننده آژانسی میومد کاوک یه بار رو باهاش رفته بود ، بعد میگفت یکیشون تا سوار ماشین شدم شروع کرد مشاعره
بعدشم گفت اگه تو بردی من ازت پول نمی گیرم . یکی دیگشون هم بعد که رسیدیم پرسید : چرا از این راه گفتی بیام ؟ کاوکم میگه : اون ور جریمه میکردن واسه همین خواستم جریمه نشید . بعد پسره هم میگه : خوبه ، به این میگن زن زندگی ! 
فک کنم این آژانسی که برای مدرسه ما ماشین می فرسته راننده هاش سر اومدن دعوا می کنند ، که میخوان از دبیرستان دخترونه مسافر سوار کنند ! 
ß ما بین اکیپ خودمون هر وقت داریم غیبت می کنیم با اسم مستعار این اول ها رو صدا می زنیم بعد اسم یکیشون رو گذاشتیم تفه !
امروز ناظممون عصبی بود داشت حرف میزد گفت : اه امروز هم باید با این تفه ها برم اردو ! تا این و گفت ما منفجر شدیم ! ![]()
ß جدیدا امسال مدرسمون رو این گیر شده که بیایید بسیجی بشید تو کنکور سهمیه داره ! ( ولی کو گوش شنوا
) بعد توی گواهینامه های بسیجی که آوردن کلاس ما به طور اتفاقی گواهینامه بسیج نرگس هم بود بعد منم کش رفتم بردمش خونه !
فرداش به زهرا سپردم بره به مریم (دوست صمیمی نرگس) بگه که من گفتم گواهینامه بسیج نرگس دست منه اگه میخواد بیاد بگیره ، من نمیارم بدم ! حالا مریم هم تا این و شنیده : نمیاره بده ؟؟؟ باید خودم برم بگیرم ؟؟
{ تو دلش هم کلی بهم فحش داده که چقدر این دختره پروئه } ولی خداییش اسگل کردن پیش دانشگاهی ها هم حال میده ! 
![]()
Ë اخبار مدرسه
سلامتی شما
Ë POST SCRIPT
1- بالاخره « بر باد رفته » تموم شد ! بزنید به افتخارم ! بهترین رمانی بود که در طول عمرم خوندم !
2- ایشالله خدا کسی رو که جغرافی (اونم از نوع دو تا کتاب) واسه ریاضی ها گذاشته عاقبت بخیر نکنه !
۳- دخترای شیطون عنوان آپ رو داشته باشید !

ß اول از همه یه معذرت خواهی
از همه اونایی که میگن نمی آین و سر نمی زنید و .... ! بخدا خیلی درسامون سنگینه . اگه کامنت های وب خودمون رو هم ببینید هیچ کس نیومده ... همین آپ کردنش رو هم کلی بهمون فشار میاد . بازم معذرت ...!
![]()
ß سر زنگ فیزیک معلممون تا رسید سر کلاس شروع کرد دعوا و جیغ و داد و کتک که این چه نمره هایی ؟؟ یعنی چی ؟ چرا اینقدر بد دادید ؟؟ چه وضعشه ؟ (( اینا فک کردن درس خوب خوندن یعنی نمره کامل ، بخوای میانگینی حساب کنی نمره هامون خوب بودا
)) دیگه کلی دعوا کرد و حالمون رو گرفت ... بعد یه خورده از زنگ گذشت مهربون تر شد ، دوباره یه خورده گذشت ... مهربون تر شد ...
بعد میخواست سوال حل کنه میگه : خب استادان گرامی بفرمایید ببینید این سوالا رو درست حل کردم یا نه ؟؟ بعد رسیدیم به یه سوال شتاب قطار بود میگه : فردا تو امتحان با ماشین دادم هنگ نکنید یه وقت !
آخر زنگ شروع کرد تکلیف دادن همین طوری 10 تا از این صفحه – 10 تا از اون صفحه – 20 تا از اون ور . چون اول زنگ دعوا کرده بود هیشکی روش نشد بگه زیاده ! من چون اول زنگ نبودم شروع کرد : خانمممممم خیلی زیاده !
بعد معلم فیزیکه چپ چپ نگام کرد گفت : عجب رویی داری تو ... بعد بچه ها میگن : خانوم این اول کلاس نبود نمی دونه چه دعوایی کردید . ولی سر ریاضی هم هر چقدر دلش خواست تکلیف گفت ، ما هی میگیم خانم زیاده ... اون میگه حرف نزنید بنویسید ...
حالا کارمون گرفته امشب : 70 تا تست فیزیک و 30 تا سوال ریاضی !!!!
ß سر زنگ امار من از معلمه اجازه گرفتم برم بیرون از مشاورمون رضایت نامه بگیرم بعد رفتم مشاورمون گفت فردا کلاس ربوتیکتون کنسل شد برو به همه کلاس بگو . منم رسیدم کلاس و بلند گفتم که مشاورمون چی گفت . بعد تا من گفتم همه جیغ داد و کف و سوت ...
از اون ور این معلم آمار داشت انضباط میداد انضباط من و صفر داد ! مدل جدیده دیگه بقیه جیغ میزنن انضباط ما صفر میشه . منم تا گردنش رو نبرم نذارم رو سینه اش ول کنش نیستم ...
بی شخصیت بی اتیکت !!!
ß امتحان زبان فارسی داشتیم .. بعد کل متن درس رو فینگلیش رو تخته نوشتیم ... این معلمه هم فکر کرد ما زنگ قبل زبان داشتیم تخته رو پاک نکرد ... اینم یکی از روش های جدید تقلب ! ![]()
ß معلم ریاضی مون تا رسید سر کلاس نینا گفت : خانم ما چند روزه داریم دعا می کنیم
نمره های ریاضیمون خوب بشه . برگه ها رو تصحیح کردید ؟ معلمه هم گفت : نه هنوز ! فرداش دوباره ریاضی که داشتیم نینا گفت : خانوم برگه هامون رو تصحیح کردید ؟ من هنوز دارم دعا می کنم .
معلمه هم گفت : نه تو دعات رو بکن فعلا ! دوباره فرداش هم ریاضی داشتیم نینا شروع کرد : خانم بالاخره برگه هامون رو تصحیح کردید ؟ معلممون : فک کنم بازم باید دعا کنید !!! حالا بیاین همگی دعا کنیم شاید معلمه تصمیم گرفت برگه های ما تصحیح کنه ! ![]()
![]()
ß سر شيمي معلممون اومده مهربوني كنه میگه خب هركي خوابش مياى بره پایین یه آب به دست و صورتش بزنه ... ( آخه میدونید که ما شیمیمون زنگ آخره ) تا این گفت همه کلاس پاشدن برن پایین . بعد معلمه میگه : حالا ما یه تعارفی کردیم ... شما دیگه همه پانشید !
( خب نمی خوای بذاری بریم حیاط آخه چرا تعارف میکنی ! )
ß یه مدتی میشه این معلم ها به ما سر امتحان اعتماد می کنند
و از کلاس میرن بیرون مثل معلم دینی مون ...! اینطوری آدم عذاب وجدان میگیره تقلب کنه . بعد دیگه نمی تونه از رو برگه بقلیش ببینه ! بخدا اون معلم هایی که عین بچه اول دبستانی ها میگن کیف بذارید بهترن ... حداقل با آرامش تقلب میکنیم .
ß امروز سر آزمون قلم چی همه داشتن سوال رو جواب میدادن
بعد یکی از از معلم ها اومد تو کلاس شروع کرد با مراقب ما حرف زدن . بعد نینا و فائزه عصبی داد زدن : هیــــــــس ! بیچاره معلم درجا سکته کرد و تا آخر زنگ صداش در نیومد ! 
ß مجله رویش رو دیدید ؟ عکس این یوسف روشه ( مصطفی زمانی ) خیلی خوشگله ...
خدا واسه مامانش نگهش داره ! حالا ما مجله رو بردیم مدرسه مشاور سوما دید بعد کلی دعوا کرد که چرا مجله آوردین مدرسه بعد آخرش اومده مجله ما رو بهمون پس بده ، میگه : جدا به چشم برادری خوشگله ها ! 
ß « قالَ قلندری (ع) : فردا الامتحانّ جغرافی َّ نداریمَ . خـــلاصّ تمامَ و الاسلامَ ! »
مدل جدید خبر دادن کنسلی امتحان ! تازه بچه ها پای تخته ویرایشش هم کردن : « قالَت قلندری (ع) : فردا الامتحانّ جغرافی َّ نداریمَ . خـــلاصّ تمامَ و الاسلامَ ! »
Ë اخبار مدرسه 
1- اون اردوی اول ها بود کنسل شد ... قراره هفته بعد ببرنشون ... هفته بعدش یعنی 7 آذر هم ما رو ببرن ...! دیدید گفتیم اینا نمی تونن رو اعتراض ما حرف بزنند !
2- امروز خیر سرمون پاشدیم رفتیم مدرسه قلم چی بدیم ... خوب بود ... خوش گذشت ... جمعه مدرسه رفتن هم بد نیستا !
3- معلم فیزیکمون گل ترین و بهترین و جیگرترین معلممونه ! جدیدا همه دخترای شیطون به این نتیجه رسیدن !
Ë POST SCRIPT
.........................................Nothing
آمبولانس بیارید ... آمبولانس بیارید ...
دخترای شیطون مردن اینــــــقدر درس خونده
ßمدل اپ کردن دخترای شیطون کم کم داره عوض میشه ... هیچ انتقادی هم پذیرفته نیست !
ß از دست این درسا ... دو هفته است ما نبودیم ... نه اینجا نه تو کامنت ها ، دیگه اومدیم بترکونیم ... هر چقدرش رو دوس داشتید بخونید ... ! 
ß خب اول از همه تفلد فرزانه عزیز و گل و ماه و جیگر و .... تبریک میگیم .... البت با تاخیر ! 
Y

ایشالله 1500 ساله بشی گلم
ß من و نینا این من ، منم یعنی ســــارا ! افتاد ؟؟ نمیشه که ما 10 نفری اپ کنیم واسه همین خاطرات همه رو من می نویسم ... ایشالله دیگه نمی پرسید که ؟
داشتم میگفتم من و نینا طبق معمول سر کلاس در حال حرف زدن بودیم ... بعد معلم فیزیکمون هر 2 دقیقه میگفت : حرف نزنید ، ساکت ، بسه ! منم از رو نمی رفتم آخر بیچاره حرصش دراومد میگه : ببین از فولادم بود تا حالا هرز شده بود ! بــــسه !
معلم ریاضیمون هم آخر دیگه رو نشد چیزی بگه گفت : از رو که نمیرید ماشالله !!!!
من از همون اول دبستان سر این حرف زدن دعوا میشدم اون موقع معلما فک میکردن دو بار دعوام کننن حله درست میشم ولی نمیدونستن معلم های دبیرستانم دیگه بی خیل دعوا کردن شدن هر یه مدت به بار فقط یه تیکه می اندازن .... حالا ببینیم تو دانشگاه چی قراره بشه ؟ 
ß معلم فیزیکمون داشت حرف میزد میگفت من به یه سری از پسرای فامیلمون درس میدم : بعد یکی از بچه ها می پرسه خانم : تو چه رده سنی ؟ معلممون هم گفت : 14سال تا دانشگاه ! حالا هــــمه کلاس : چه حالی میده ...! معلم فیزیکمون هم میگه : نه دیگه از ما گذشته ، چپ نگاه گنند گردنشون رو میزنیم !
(( به این میگن خشونت ، حواستون باشه جامعه مذکر )) 
ß معلم ریاضیمون یه امتحان گرفت نکه ما هم همه بچه های خرخون ریاضی هستیم همگی گند زدیم .. بعد به همه تقریبا جریمه داد بعد گفت ببنید هرکی ننویسه 25/0 از نمره ترمش کم میکنم ! همه حالا تعجب چقدرررر کم ؟ فقط 25/0 ؟؟
معلممون هم میگه : خب اگه بگم 2 نمره خودتون میدونید که کم نمی کنم پس حداقل میگم 25/0 که همه مطمئن باشید کم میکنم ...( اینم راه کار جدید معلم ها ) ![]()
![]()
ß حالا سر شیمی معلمش ریلکس کلی سوال طرح کرده داده کپی کردن بعد که امتحان گرفت ، داد خود بچه ها تصحیح کنند بعد کاوک هم خوشحال که من همه رو از رو تیام زدم کامل میشم
بعد یه چند دقیقه معلم شیمی فهمید اشتباها فقط برگه کاوک رو از مال تجربی داده نه ریاضی
حالا بیا درستش کن که برگه کاوک و تیام کلا فرق میکرده ... اینم درس عبرت که دیگه از این به بعد تقلب نکنه 
ß یه جمله قصار جدید از این معلم ریاضیمون یاد گرفتیم : سر کلاس داشت نصیحت میکرد طبق معمول بعد میگه شما باید اینقدر درس بخونید که عرق مغزتون از چشمتون بیاد بیرون ! ( دیگه تا تهش رو خودتون برید .......
)
ß یکی از بچه های ما انسانیه بعد سر هر زنگ میاد دم کلاس ما : خانم میشه فلانی کتاب دینی اش رو بده ؟ خانوم جزوه زبان فلانی رو میدید ؟
خانوم می تونم دفتر ادبیات فلانی رو بگیرم ؟ بعد معلم ها می پرسن : واسه چی ؟ میگه اخه معلممون میخواد . یکی نیست بگه معلم ها ندونن ما که میدونیم چه خبره ! در کل اینم جدیدا شده پارازیت کلاس ما ! 
ß کاوک و تیام پشت سر من و نینا داشتم حرف میزدن بعد من شنیدم کاوک گفت : .... با .... سته ! اینکه چی با چی سته رو نفهمیدم برگشتم میگم : کاوک چی با چی سته ؟ اونم میگه : برو بابا ... دارم میگم سرعته متوسطه
آخه فیزیک داشتیم .... سرعت متوسط êV ، فکر منحرف رو داشته باشین !
ß نمی دونم جدیدا چه خبر شده هر معلمی میاد سر کلاس میگه : دیشب مسابقه 101 رو دیدین ؟ من از همون قسمت اولش تصمیم به دیدن کردم ولی هرچقدر نگاه کردم نمی دونم چرا نفهمیدم چی شد ؟ البت کلی هم فک کردم ولی خب ...! حالا این معلما هم از در میان تو : 101 رو دیدید ؟
منم داغ دلم تازه میشه میگم : یکی این 101 رو واسه من توضیح بده ! هر دفعه هم معلمه میگه بذار بعد درس ... آخرش من نفهمیدم این 101 چه طوریه ؟ شما تونستید لطف کنید توضیح بدید تا مسابقه اش تموم نشده ! 
ß سر کلاس فائزه اینا (اون یکی ریاضی) معلم زبان تا رسید ، شروع کرد Vocab درس بده بعد نگو این دیروز درس داده بود یادش نبود درس داده ! همه هم خیلی خونسرد نشستن چون اگه می فهمید درس داده شروع میکرد پرسیدن ، خب 100% هیشکی هم نخونده بود !
و هیشکی هم باز به روی خودش نیاورد این معلمه هم یه 10 دقیقه خوند ... بعد یهو یه دو نفر از این پارازیت خرخون های کلاس گفتن : خانوم این رو درس دادین ! معلمه هم حرصش گرفته به این دو تا نمره Vocab رو کامل داد !
ß امروز سر روز دانش اموز این معلم پرورشی ما میخواست یه پارچه ای از همین مرگ برآمریکا و اینا رو رو دیوار نگه داره چون دیگه نمی تونستن بزنند به دیوار حیاط به دو تا از اولا گفتن یه نیم ساعتی این رو نگه دارن ... ! نمی دونید کرکر خنده بودن اینا دوتاشون سیخ وایستاده بودن عین میله !
کلی بهشون خندیدیم بعد نیم ساعته سیخ وایستادن آخرش مثل اینکه معلممون حس کرد اینا دستشون درد گرفت به میله ها گفت بی خیال بشن و پارچه رو ول کنند .....! ![]()
![]()
Ë اخبار مدرسه
1- هر هفته 5شنبه کلاس ربوتیک داریم ! قراره اواسط آذر توی جام بوعلی شرکت کنیم ! روی بعضی از این پسرا رو کم کنیم ! همچینی اوضاع دستشون بیاد ! راستی اگه مدرسه شما هم تو این جام ربوتیک شرکت میکنه بگید همدیگر رو ببینیم !
2- کلاس های المپیادمون از دو هفته دیگه شروع میشه !
3- این دو هفته چون خیلی خانوم های دوم زحمت کشیدن درس خوندن ... خر زدن ، خودشون رو کشتن ، آخر هفته اول ها رو می برن دو روز اردو خارج شهر !
4- کارنامه مهر رو دادن ! نتیجه اش بد نبود !
۵- واسه روز دانش آموز بهمون بن خرید از بوفه دادن ... یعنی می تونستیم مجانی از بوفه خرید کنیم ! نفری ۱۰۰۰ تومان ... ما همه رو گذاشتیم رو هم شد ۱۰۰۰۰ تومان ! اکیپ بودن به درد همین مواقع میخوره !
Ë POST SCRIPT
1- شما هیچ وقت جوراب باباتون رو نمی تونید بپوشید چون پاچه اش براتون بزرگه ! یعنی همون پاشنه اش ! ( ربط این موضوع به آپ رو خودتون بفهمید )
2- من (سارا) اواسط مهر رمان فوق العاده جذاب برباد رفته رو شروع کردم .. نمی دونم چرا تموم نمیشه ؟؟ تا جایی که یادمه من همیشه رمان ها رو دو روزه تموم میکردم ؟!! البت کتابش 1500 صفحه است ! فقط 350 صفحه مونده ... اگه تموم بشه همه دخترای شیطون نفری یه اسمارتیز از بوفه مدرسه مهمون من اند ! ( چون ارزون تربین جنسه :D )
3- موسسه رهپویان آموزشی تیام ( مرآت ) دخترای شیطون جدیدا اسپانسرش شدن !
4- Baner جدید وب چطوره ؟ اگه خوب نیست بگید قبلی رو بذاریم !
۵- تو آپ این دفعه ممکنه خیلی تیکه ها رو متوجه نشید ... اونم بذارید به پای زیاد درس خوندن ما !
![]()
سیلام دوست جونای مهربون
یه روز تعطیلی استعلاجی ...هورا

ß همین امروز سر زنگ جغرافی داشتیم درباره زلزله و گسل و از این چرت و پرت ها حرف میزدیم بعد معلمش میگه : خیلی وقت ها یه سری این زلزله های کوچیک مثلا 2-3 ریشتر رو احساس میکنند ... بعد من مثلا اومدم باز یه اظهار وجود بکنم گفتم : آره خانم من خیلی وقت ها می شینم یه جایی حس میکنم ...
بعد معلممون هم در ادامه حرف من گفت : آره مثلا حیوانات مثل اسب ، گاو و سگ و ..... !
من نمی دونم حالتی خوشگل تر از این نبود من و ضایع کنه ؟؟؟ 
ß فائزه ، البت این فائزه نه ها یه فائزه دیگه ! امروز با شیرکاکائو خودش رو به گند کشید بعد اومده سر کلاس مقنعه اش رو از نرده های پنجره رو به بیرون آویزون کرده تازه دو تا گیره هم زده که خشک بشه ....
فقط یه رخت پهن کردن تو مدرسه نداشتیم که اونم حالا داریم ! ![]()
ßسر زنگ ریاضی تیام رفت پای تخته بعد که کارش تموم شد گفت خانم میشه برم پایین دستام رو بشورم ؟ معلممون هم گقت نه ! بعد یه 5 دقیــقه دیگه گفت : خب میتونــی بری خودت رو بشوری !
خوبه نگفت حموم کنی .![]()

ß من اصولا یا مقنعه ام رو سر کلاس در نمیارم یا اگه دربیارم همه رو آسی میکنم . هفته پیش یه روز درآوردم .. کاوک حساب کرد دقیقا 27 بار موهام رو باز کردم بستم !
بیچاره نمیدونم پشت من چی کشید ...... !
ß سر زنگ زبان معلممون وقت داد کلمه های جدید رو حفظ کنیم بعد بلافاصله خودش شروع کرد با یکی از بچه ها به حرف زدن ..
بعد یکی که اون ردیف بود به دختره گفت : ببین دارم میخونم صحبت نکن صدات رو نرومه ! معلممون گفت : فک کنم منظورش با منم بود روش نشد بگه ...!
ایول معلم ها هر روز پیشرفت میکنند !
ß سر امتحان افتضاح سخت ریاضی نینا یهو نوک مدادش تموم شد . بعد از سر ردیف تا ته ردیف به هرکی میگفت نوک بده لاک غلط گیر میداد . من نمیدونم این دو تا چه شباهتی دارن ؟؟
البت فک کنم جناس داشته باشن !
ß معلم شیمیمون اصولا زیاد سر کلاس گیر نمیده . ولی نمیدونم با طبق معلمون چی شد من و نینا زدیم زیر خنده مگه حالا بند می اومد اینم دیگه عصبانی شد گفت : پاشید برید بیرون بخندید ..
حالا ما هی معذرت خواهی اون دوباره : پاشید برید بیرون بخندید ....فک کنم یه 10 دفعه ای گفت تا آخر بی خیال شد که ما بریم بیرون ...! 
ß معلم فیزیکمون اومد سرکلاس دید همهمه است شدید ... گفت : خانوما سنگ پا گم شده ؟ البت راس گفتا کلاس ما همچین بی شباهت به حموم زنونه نیست ! 
ß سر عربی یهو صدای آهنگ افغانی از بیرون اومد هی ما صبر کردیم ببنیم مال کجاست ؟ آخر دیگه همه شروع کردن بزن و بکوب ...................! ما تو اهنگم شانس نداریم بجای اینکه واسمون Enrique بذارن....
افغانی می شنویم !!!!
ß سر زنگ فیزیک این معلمه داشت تخته رو پاک میکرد ، بعد فائزه ننوشته بود و داد زد خانم وایسین جون مادرت ، انقد عصبی شدم نفمید چی گفت ( جمله بندی رو حال کردید ) اینجا معلم ادبیاتمون بود حالش رو میگرفت بعد معلم فیزیکه گفت : چی گفتی ...؟ فائزه هم گفت : هیچی منطورم جون مادرتون بود ... !
Post Script ß
1- طبق خبرگزاری دخترای شیطون پریروز برج میلاد آتیش گرفت ! البت فقط قسمت پایینی اش . چون کلاس ما View خیلی خوبی داره نسبت به برج میلاد یهو دیدیم داره از پایینش آتیش بلند میشه ... !
البت آتش سوزی جزئی بود وگرنه اخبار میگفت ... حالا ما گفتیم شما بی خبر نمونید !
2- ما همه تصمیم گرفتیم ریاضی رو بی خیل بشیم بریم فنی حرفه ای –کاردانش . از بس که این ریاضی 2 سخته ! حالا سال دیگه حسابان داشته باشیم خدا میدونه باید چیکار کنیم ؟!!![]()
۳ - فک کنم اپ یه خورده طولانی شد ؟ نه ؟؟ 