
سیلام دوست جونای مهربون ! 
ß وای نمی دونید چقدر این هفته با این معلم ریاضیمون حال کردیم ... به جون خودم کرکر خنده است .... خیلیییییییییییییییییییی باحاله .
همه عاشقشن ! سر درس ما همش به این میخندیدیم .. یهو گفت : چرا می خندیدن ؟ نامعادله کجاش خنده داره ؟؟
این معلممون وقتی درس میده اصولا جزوه ای که میگه رو پای تخته می نویسه همیشه می خونه و همه هم ، هم زمان باهاش می نویسن ! یه بار در حین اینکه می نوشت نخوند بعد یکی از بچه ها گفت : خانم میشه بخونید ؟ اینم گقت : زیادی تون میشه .
دیگه چیزی نمیخواین ؟ بعد همه زدن زیر خنده ! بیچاره این آخرشم نفهمید نامعادله کجاش خنده داره ؟؟!!! ![]()
ß ما هر سه زنگ شیمی مون زنگ های آخره ! جلسه اول شیمی معلمه اومد سر کلاس ما هم هی غرغر که خانم چیکار کنیم ، خسته ایم ! شیمیمون زنگ آخره !!!!
جلسه بعد دوباره تا رسید شروع کردیم غرغر : خانم شیمیمون زنگ آخره ! در کل با این روند نصف کلاس رو می پیچونیم :D دیگه از این به بعد معلم هر درس دیگمون ( از ادبیات گرفته تا جغرافیا ) میاد سر کلاس شروع می کنیم : خانم ما شیمیمون زنگ آخره ....! 

ß امروز سر زنگ ادبیات معلمه اومد تکلیف ها رو چک کنه به هرکی می رسید می دید ننوشته !!!! آخر دیگه اعصابش داشت می ریخت بهم ! تا رسید سر میز ما دید نینا کلی تمیز نوشته و دفترش پره ، حسابی ذوق کرد !
بعد تا اومد دفتر رو برداره از رو میز ببینه نینا گفت : خانم این دفتر عربیه !
ادبیات رو ننوشتم :D همچین خورد تو حال معلمممون که دیگه از دیدن بقیه دفترها منصرف شد !
ß راستی این معلم شیمی ما یه پسر داره هر دفعه سر درس زنگ میزنه ! بعد دیگه بچه ها طاقت نیاوردن ایندفعه زنگ زد پرسیدن : خانم پسرتون چندسالشونه ؟؟؟ همه با کلی هیجان منتظر بودن بگه 18-19-20 اونم گفت : 10 سال ! اینم از شانس دخترای شیطون ! 
ß این معلم هندسه ما درس که میده صداش کل سالن رو برمیداره ! یعنی کلاس تجربی ها هم که هست صداش میاد کلاس ما ! امروز دیگه کاوک اعصابش خورد شده بود گفت : اه
باز این معلم جیغ جیغو اومد ! دیگه اسمش رو گذاشتیم جیغ جیغو ! تازه امروز برگه های امتحان شنبه اش رو دادن کاوک از من(سارا) می پرسه چند شدی ؟ میگم : صفر ! تو هم صفر شدی دیگه ؟ ( آخه یه 10-15 تایی صفر داشتیم
)کاوک : نـــــــــه .....! شدم 75/0 !!! ایول به این اعتماد به نفس !
ß امروز سر عربی داشتیم با معلمه بحث میکردیم امتحان بدیم یا نه ؟؟ یهو یکی از بچه ها عطسه کرد بعد میگه : آقا صبر اومد درس رو ادامه بدید !
ولی خدا خیرش بده اگه نگفته بود تا سیم ثانیه دیگه معلم عربیمون لهمون میکرد از بس باهاش کل کل کردیم ! 

ß من و نینا تا دلتون بخواد سر زنگ ادبیات حرف زدیم اینقدررررر حال داد که نگو !
تازه حال بیشترش این بود که معلم از صدای همهمه ما عصبی شد آخر کلاس گفت تیام و کاوک که پشت ما می شینن جلسه بعد پیش هم نشنینن !!! ![]()
ß سر فیزیک این معلمه با کلــــــی ذوق امروز یه بسته گچ 6 رنگ خوشگل آورده بود به ما ادامه بردار رو درس بده بعد شروع کرد با کلی هیجان چندتا بردار کشید و کلی خوشگلشون کرد !
بعد شروع کرد گفتن که اینطوریه و اینطوریه و اینطوریه .....! یهو یکی از بچه ها گفت خانم اینا رو که به ما درس دادید ! حالا معلم فیزیکه : واقعا ؟؟؟!!!!
– خانم بخدا درس دادید ! اینقدررررر حالش گرفته شد که نشست تا آخر زنگ علاف و بیکار ... برای اولین بار در تاریخ ما نصف زنگ فیزیک رو علاف بودیم . 
ß Post Script
1- یه روش توپ برای پنهان کردن نمره های بد : وقتی مامان یا بابات ازت پرسید به طور مثال : شیمی چند شدی ؟ نگو شدم 5
! بگو : وای مامان پنــــــــــــــــج شدم !!!!
می تونی امتحان کنی مطمئن باش هیچ گیری نمیدن چون فکر میکنن امتحان از 5 نمره بوده ![]()
2- به کانون بیایید ! قلم چی .... کانون فرهنگی اموزش 88978686 ! با تماس بگیرید ! به جون خودم اگه یه بار دیگه از این SMS شبانه ها بفرستن فکشون رو میاریم پایین ! 
سیلام دوست جونای مهربون !
خانم ها ، آقایون ، خواهرها ، برادرها ، دختر خاله ها ، پسرخاله ها واقعا ببخشید که دیر به دیر آپ میکنیم !
Ë اول از همه تولد عطیه عزیزمون رو تبریک میگیم :
با 100 تا شاخه گلهای یاس و میخک ، فقط میخوایم بهت بگیم


Ë واسه همین تولد ، عطیه جون امروز 2 تا جعبه شیرینی گرفته بود ما از صبح درگیرش بودیم ! یه جعبه رو تموم کردیم ، ولی یه جعبه اش مونده بود هرکاری می کردیم تموم نمیشد ...
آخرش از یه سمت حیاط شروع کردیم به هرکس می رسیدیم یه دونه تعارف می کردیم ، فقط تهش یه دونه موند که اونم نصیب سطل آشغال شد !! ![]()
Ë امروز جغی داشتیم ... همون جغرافیا خودمون ! اینقده سرش خندیدیم که نگو !
معلمش خیلی باحاله ! از منابع طبیعی و غیر طبیعی شروع کرد تا رسید به بحث روان شناسی ! هر 5 ثانیه یه بار میگفت : شما باید متین باشید هرکی رو می بینید بهش سلام کنید ...!
رو این سلامه خیلی تاکید داشت...! تازه میگفت من وقتی می بینم یکی سر کلاس حرف میزنه ، 1با تذکر نمیدم ، 2بار نمیدم ، 3 بار نمیدم ، بار چهارم دیگه نمیشه ازش گذشت !
بعد وسطش دوباره میرفت سراغ بحث روان شناسی یه ذره که خسته میشد دوباره شروع میکرد : من وقتی می بینم یکی سر کلاس حرف میزنه ، 1با تذکر نمیدم ، 2بار نمیدم ................. 
تازه آخر کلاس درسش که تموم شد دید حوصله اش سر رفت شروع کرد به تخته پاک کردن ! حالا تخته تمیز بودها ، دوباره تخته پاکن رو روش میکشید .... یه خورده گذشت دید نه بازم کاری نداره اومد شیشه های داخل کلاس رو برد بیرون .... ! بابا این معلم ها هم یه عالمی دارن ! 

Ë تازه یه چیزی رو هم فهمیدیدم که چقدر این معلم ها پارسال پشت سرمون حرف زدن ! معلم عربیمون اومده سر کلاس میگه این اول ها خالی الذهن اند ( همون اکیوسان )
. یه معلم دیگه اومده میگه این کتابی که میخوایم بهتون درس بدیم واسه اول ها مناسب نیست فکرشون نمیکشه !
معلم آمارمون میگه : من هیچ وقت پایه بالاتر رو به پایین تر نمی فروشم ...! حالا تازه اینا رو ما شنیدیدم ..معلوم نیست دیگه چیا گقتن !
Ë سر زنگ ریاضی معلممون داشت جزوه میگفت : چند تا سوال جبری بود ... بعد نینا وسطش به من گفت بعد از حرف ه چیه ؟ منم گفتم خب چرا 1و2و3 نزدی ؟
یهو دیدم معلم ریاضیمون از پای تخته گفت : 1و2و3 رو هم من باید براتون بزنم ؟ خسته نشید ! من با نینا بودم نمی دونم چرا این به خودش گرفت ؟؟!!!! 
Ë راستی تیام شده نماینده اجرایی .... یه وضعیه که نگو ...
کلاسمون شده حکومت نظامی !!! خودش میگه بخاطر بهار نیست ولی ما که باور نمی کنیم ............. ولی جدونکی اگه بخواد تا آخر همین طوری پیش بریه کلامون میره تو هم !!! 
Ë معلم ادبیات و زبان فارسی مون یه لهجه ترکی داره که نگو ! زبان فارسی سلیس ( Salis ) رو با لهجه ترکی غلیظ میحرفه ! مخصوصا وقتی عصبانی میشه لهجه اش هم بیشتر میشه ...!
کر کر خنده است . دیروز برامون حسابی سر کلاس ترکی حرف زد !
Ë این نینا نمی دونم چرا جدیدا دوزاریش کج شده ! ما همیشه سر هر زنگ تفریح میریم دنبال فائزه کلاس بقلی ! بعد امروز ار این ور سالن تا اون ور سالن داشتیم میرفتیم که بریم فائزه رو صدا کنیم . بعد نینا نگاه کرد بقلش گفت : خب بریم دنبال فائزه !
رسیدیم دم در کلاسشون داد میزنه : فائزه فائزه ! بعد دیدم فائزه همون بقل نینا بوده و کل راه رو تو سالن نینا داشته به فائزه میگفته بریم دنبال فائزه !
دوباره سر زنگ بعد نینا رفته تو کلاس دنبال فائزه ! فائزه هم اومد بیرون . درست از بقل هم رد شدن ولی همدیگه رو ندیدن ![]()

ß Post Script
1- یه پروژه های توپی واسه آمارمون برداشتیم که نگو ! نصفش درباره ازدواج و همسر و دوست پسر و روابط اجتماعی و .... این چیزاست ! 
2- دلم واسه نرگس خیلی خیلی خیلی تنگ شده ! 

سیلام دوست جونای مهربون ! 
● توی اینهمه مدت ایقده اتفاق افتاد که نمی دونیم کدوم رو بگیم ؟؟ تازه همین الانشم من (سارا) دارم از خستگی می میرم چون فقط نیم ساعته از مدرسه رسیدم و کلی هم واسه فردا و درس و امتحان داریم که هیچ کدوم رو نخوندم ! این یعنی یه خونسردی به تمام معنا :D 
● سر زنگ ادبیات ، این معلم ما که همون پارسالیه طبق معمول شروع کرد به معنی کردن متن و شعرها بعد واسه هر یه نیم خط ، 20 خط معنی و آرایه میگفت بعد تا این معنی میکرد همه شروع میکردن به نوشتن ! یعنی هیشکی گوش نمیکرد ! اینم تا دید ما داریم می نویسیم : بچه ها ننویسید ! گوش بدید اینطوری بهتر یاد میگیرن ! بعد دوباره ادامه اش رو معنی کرد ولی بازم همه شروع کردن نوشتن !
معلممون : ننویسید .. هرچی با دقت تر و بهتر گوش بدید میره تو ذهنتون و خوب یاد میگیرین !
بعد رفت سراغ بقیه معنی ... تا معنی کرد بازم همه شروع کردن نوشتن .
دیگه واسه باز سوم اعصابش بهم ریخته بود (باخشونت) : میگم ننویسید دیگه ! اینطوری یاد نمیگیرین ! گوش بدید ! تا دوباره معنی گفت همه شروع کردن نوشتن :D خب چیکار کنیم ؟؟
ما بنویسیم بهتر یاد میگیریم ! ولی خداوکیلی چه بچه های حرف گوش کنی هستیم نه ؟

● سر زنگ فیزیک همه خسته و کوفته بودن و هیشکی حال درس نداشت ! منتظر بودیم زنگ بخوره ! این زنگ ما هم یک صدای رمانتیکی داره که نگو و نپرس ... !
بعد یهو : تیام گفت خانم زنگ خورد ! همه پاشدن و وسایل رو جمع کردن و تا اومدن برن بیرون دیدن هیشکی تو سالن نیست !
نگو زنگ نخورده بوده ! معلممون همه که بدجور ضایع شده بود به تیام گفت : یکی طلبت !! این بگه یکی طلبت یعنی جدا حالت رو میگیره بعدا ! حالا واستین ببینیم حال تیام رو چطوری میگیره ! ((( معلم توووپ به این میگن ))) 
● راستی همین روز اولی سر زنگ زبان اینقدر سر و صدا کردیم و حرف زدیم که معلمه قهر کرد !!!!!
حالا التماس ، تمنا ، خواهش ! خانم تو رو خدا ادامه اش رو بگید
( آخه نکته اش مثل اینکه خیلی مهم بود ) ولی نگفت که نگفت ... نیم ساعت خودمون رو کشتیم آخرش هیچی ! حالا هدیه جون اگه یه سر اومدی اینجا لطف کن نکته اش رو بگو وگرنه ما فردا امتحان رو گند میزنیم ! 
● ما کلا بچه های کلاسمون زیادی با نمک ان ! هر نیم ثانیه یه بار یه تیکه میندازن ته بیمزگی
، بعد هم خودشون میخندن و هم بقیه ! نینا هم اعصابش خورد میشه هی من (سارا) ذو نگاه میکنه میگه : فک میکنن خیلی باحالن ! ((( فک میکنی خیلی باحالی ؟ نه بابا خیلی باحالی ))) این سکانس حامد بهداد
تو دایره زنگی بود گفتیم فضا عوض بشه :D داشتم میگفتم نینا هم اعصابش خورد تا من و نگاه میکنه میگم : غصه نخور ، بابا ! بامزه زیاد داریم ! تو حالا توی کلاسی ها رو دیدی ، بیرونی هاش جذاب ترن ! ![]()

● این عکس هنری خوشگل رو تیام هر 5 دقیقه یه بار سر کلاس به من و نینا و نشون میداد ! بچه ام از تو بیسکویت درآورده ! شما هم ببینید مستفیط – مستفیز – مستفیض
( من چه بدونم با کدومه ) بشید !
ßpost Scriptزنگ هایFUN رو با ثبوت ( معلم ریاضیمون ) میگذرونیم ! هدیه فردا اومدم من و نزنی ! 
post Scriptß کتاب ریاضی اول دبیرستان چقدر مزخرف شده :& ما امروز دیدیم !
شده عین کتاب اول دبستانی ها ! کتاب ما پارسال یه دونه خط رنگی توش نداشت الان شده رنگین کمون ! فرهنگ آموزشی کشورمون هر سال بیشتر از قبل پیشرفت میکنه ! ![]()
سیلام دوست جونای مهربون !
امروز 6 مهر 1387 هجری شمسی ما رفتیم مدرسه ! 
فک کنم با این وضع از سال دیگه مهر رو بی خیل بشن بگن از آبان بیاین !
هر سال هی روزا داره آب میره ! البت ما گفته بودیم که ساختمون مدرسه داره عوض میشه واسه همین همه کلاسهای ما از امروز شروع شد !
¡ اول از از همه بذارید یه خورده از ریخت و قیافه این مدرسه جدیده بگیم : ظاهر ساختمونش خوشگله ! ساختمون به شکل U و وسطش حیاط .
البته 2 تا حیاط داریم یکی جلوی ساختمون یکی پشتش ! سه طبقه است ...! طبقه اول که یه طورایی هیچی نداره ، یعنی هنوز دقیقا مشخص نیست قراره واسه چی استفاده بشه فقط میدونم دفتر دبیران طبقه اوله . طبقه دوم کلاسهای سوم هاست ! 3 تا کلاس سوم داریم . از هر رشته یکی ! طبقه سوم یعنی آخر هم دوم
و اول هستن . دو تا اول داریم ، 4 تا دوم ! داخل کلاس ها هم خیلییییییییییی خوبه ! یعنی از در که وارد میشی کاملا حس میکنی یه مدرسه نو و توپه ! فقط ارتفاع پنجره هاش یه خورده زیاده ... یعنی اگه یکی خدای نکرده بیافته پایین بعید میدونم جنازه اش کمتر از 160 تیکه باشه ! در کل جون میده واسه خودکشی !
( حالا فردا پس فردا از اینجا پرت شدید پایین نیاین خر ما رو بچسبید که شما ترویج بد آموزی میکنید و مکان واسه ابتذال معرفی میکنید ! ) راستی یه view توپ هم داره ، رو به یه 7- 8 تا برج ! 

¡ راستی طبق معمول من (سارا) دوباره زنگ اول دیر رسیدم ! کلا مثل اینکه من با روزای اول مدرسه دیر رفتن قرارداد دارم ، فک کنم فقط یه روز زود رسیدم اونم جشن شکوفه های اول دبستان بود ! 
¡ زنگ اول هندسه داشتیم . معلمه تا دلتون بخواد تکلیف گفت ... فکر کنم یه 10 صفحه ای شد ! بعد برگشته میگه من هر جلسه یه quize میگیرم غیر از ماه رمضون .
بعدشم فکر نکنید بعد که ماه رمضون تموم شد هر کی هرکیه ! نه . من امتحانم رو سر هر جلسه میگیرم ... بعد یکی دو ساعت وراجی سر امتحان گرفتن آخرش گفت : اوا !!!
شما که فقط شنبه ها هندسه دارید خب هفته بعدم که ماه رمضون نیست ... خب پس منquize رو میگیرم ! معلم باهوش و متفکر که میگن اینه !
¡ زنگ بعد فیزیک داشتیم ....! اتفاق خاصی نیفتاد درس خوندیم دیگه ! 
¡ زنگ آخر ریاضی داشتیم . معلمه کلی از زندگی و آینده و زن و بچه و شوهر و مشکلات و شغل و از این چیزمیزا گفت ! خب اینکه اینا چه ربطی به ریاضی داره رو باید سر همون کلاس بودید می فهمیدید ! ![]()
ß post script
1- خوش گذشت !
2- نظرات تاییدی میشه تا آخر امسال ! دخترای شیطون واقعا معذرت میخوان ! ولی ما مجبوریم چون یه سری افردا میان و چرت و پرت می نویسن ما هم که عین تابستون همیشه نیستیم اینجا بیایم پاک کنیم ... ما واقعا میدونیم چقدر تو تاییدی نظر دادن سخته ولی شما اگه دخترای شیطون رو دوس خودتون میدونید حتما نظر بدید . شده یه نظر ولی حتما بدید ! بازم معذرت !
3- هفته دیگه که همه معلم ها اومدن یه بیوگرافی کلی ازشون می نویسیم عین پارسال !
4- دلمون میخواد قدر این روزا رو بدونیم ... وقتی بگذره دیگه برنمیگرده و اون وقته میگیم ، حیــــف !
5- پی نوشت دیگه خز شد ، خارجیش واسه تنوع خوبه !