تبليغاتX
::. خاطرات دختراي شيطون .::

سلام چطوريد ؟!!!

آپ ايندفعه حسابي مفصله به دو دليل : 1- تولد مري جون  2- روز Valentine ولي قبلش خاطرات رو واستون ميگم. اين هفته هم خدا رو شكر به سلامتي توانستيم زنگ هاي رياضي را به خير بگذرونيم .اين خودش كلي شيريني داره !!!!!! ولي حالا رياضي به خير گذشت عربي رو بچسبيد !!! از شانس خيلي توپ ما معلمه ايندفعه حسابي گير داد بخاطر تكليف ننوشتن و يه عده كوچيكمون را كه شامل كل اكيپ ما ميشد به بيرون راهنمايي كرد ! ( البته گفتم كه تعداد كمي بوديم حداقل 10 نفر ) اين از عوارض خرخونيه .

ولي خداييش به من خيلي خوش گذشت . ديگه خودتون ميدونيد واسه چي ؟؟؟؟ " نرگس و ... "ولي هركي خربزه ميخوره جدا بايد پاي لرزش بشينه !چون واسه اينكه سر كلاس نبوديم هيچي از درس ياد نگرفتيم و امتحان امروز را به شيريني گند زديم !خب حالا اين ها رو بي خيل ميريم سراغ تولد !

 

*تولد تولد تولدت مبارك ، مبارك مبارك تولدت مبارك *

 

 

 

 

تا باشه از اين تولد ها تا ما هم شيريني بخوريم !

مري جون تولدت مبارك ايشالله عروسيت 

ببين اين كيك رو هم سفارشي برات گرفتم كلي خرج داشت

« حالا فردا باهات حساب ميكنم »

 

 

 

خب ديگه پرو نشو بسه ، فردا حتما يه ليست از كادوهايي كه مرجان گرفت واستون مي نويسيم !

" منتظر باشيد چون كادوهاش ويژه است "

         

خب حالا ميريم سراغ Valentine " روز مورد علاقه من " 

           و صد البته هممون ولي هيشكي به روي خودش نمياره !

 

 

 

ما امروز فقط توي عكس تركونديم ها ، بريد حال كنيد . حالا يه عكس تريپ عشقولانه به افتخار خودم !

 

     

بريد با دوستاتون " منظورم مخالفه ها " عشق كنيد نه كه ما اهل اين چيزا نيستيم واسه همين ديگه

اصلا كاري به كار روز Valentine نداريم !

" توت مني " عمرا اگه تونسته باشيد بخونيد ولي اين تكه كلام اكيپي ماست ، نه كه ما اكيپي دپرس ميشيم اكيپي هم تكه كلام ميسازيم . " البته اين بار به كمك داش شهريار "

  

خاطره هرجا كه ميري به ياد من باش

اون ور دنيا كه ميري به ياد من باش

كنار هر شقايقي ، هرجا كه ديدي عاشقي

به ياد من باش .... 

+ ?نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:18 توسط ::. دختراي شيطون .:: |

ســــــــــــــلام !!!

چه خبرا ؟ خوبيد ؟ ۵ شنبه براي دهه فجر و محرم برنامه داريم ، واسه همين اين هفته همش كلاس پيچونديم و خيلــــــــــــي حال داد ، يه سرود توپ داريم واسه اجرا نميدونيد چقدر خوشگـــــــــله ...

ديروز جاتون خالي به من كه خيلي خوش گذشت ، مخصوصا با سركار گذاشتن مرجان !!! آخي نصفه شبي كلي حالش رو گرفتيم ... اگه كامنت هاي قبلي رو بخونيد مي فهميد چي شده ؟!

 

                          

 

راستي اين معلم رياضي ما يه روش جديد براي مجبور كردن بچه ها به درس خوندن ياد گرفته !!!! از در كلاس كه مياد تو يه امتحان ميگيره هركس از ميانگين نمره پايين تر بشه بلافاصله بدون هيچ رحمي مي فرستتش بيروووون !

بعد هم زنگ ميزنند ولي اش همون روز بياد مدرسه ! بخدا جدي ميگم ؟؟؟ اگه يه هفته مدرسه ما باشيد و ببينيد كه سر هر جلسه رياضي بدون هيچ استثنايي 5-6 نفر بيرون كلاس اند و بقيه بچه ها هم يا رنگشون پريده يا فشارشون افتاده يا سرشون درد ميكنه و ... مي فهميد كه قضيه كاملا جديه !!!! تازه روشش رو به معلم هاي ديگه هم پيشنهاد داده !!!

حالا نه كه خيلي وقته از نرگس هيچ حرفي نزدم يه خاطره تووووووووووووووپ ازش بگم ؛ ديروز نرگس ميخواست نماز بخونه يكي از برو بچ ما رو كه اون ور بود صدا زد گفت بيا ! بعدشم گفت : ببين من آدامسم رو ميذارم اينجا مراقبش باش نيافته تا من نمازم رو بخونم !!!! بعد هم بعد نماز از من پرسيد : اين محافظ آدامس من كوش ؟؟؟

منم كه نشونش دادم بعد گفت : مررررررررررررررررررررررسي ، حالا ميخواي بيا با هم نصفش كنيم ! ( نكته اش اينجا بود كه آدامس يكبار مصرف شده بود ) ديگه چي كار ميشه كرد دوست من ديگه !

 

          

 

اوخ راستي تا يادمون نرفته 2 تا نكته ؛

 

 

* جواب مسابقه قبلي *

 

ما بالاخره كشفيديم كه چرا سوم رياضي ها اينقدر علاف اند !!!!!! در حقيقت زياد علاف نيستن چون طبق آماري كه نرگس به من داد سوم تجربي ها بيشتر از اونا سر كلاس نيستند و حدودا در هفته 7-8 زنگ به اسم مطالعه ( همون علافي ) دارند . بلكه چون زنگ هاي علافي سوم رياضي ها با زنگ هاي بيكاري ما و زنگ هاي ورزش و كامپيوترمون يكيه اينطور فكر ميكرديم ! در مورد جايزه هم ( لپ لپ ) چون هيچ كدومتون به غير از نينا نتونستيد جواب بديد پس از لپ لپ خبري نيست !!

 

* تكذيب اطلاعيه *

 

طبق آخرين آمار رسيده توسط شيطونك ها سوگند دوباره به عشقش سارا علاقمند شده و از پيدا كردن سوژه جديد منصرف شده است . " اين قضيه هم به خوبي تمام شد چون من يكي ديگه حوصله يه سوژه جديد بعد از ايده آل و حاجي و سارا رو نداشتم "

 

جايي در پشت ذهنت به خاطر بسپار كه اثر انگشت خدا بر همه چيز است

 

 

+ ?نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:44 توسط ::. دختراي شيطون .:: |

 

سلام ... سلام !! خوبيد ؟ هنوز 2 روز از آپ قبليمون نگذشته اينها هي گير ميدن آپ كن منظورم " مرجان و نازي و سوگند و شيرينه " من كه آپ ميكنم ولي اگه نيان و نظر ندن ديگه آپ بي آپ ....

امتحانامون بالاخره تموم شد البته مثلا ، چون فردا امتحان كامپيوتر داريم !!! ديروز براي اينكه خستگي امتحاناتمون در بره بردنمون " موزه عبرت " كه اگه همون خسته مي مونديم و نمي رفتيم خيلي بهتر بود ، چون بدترين جايي بود كه تا حالا رفتيم .... نميخوام زياد در موردش صحبت كنم فقط در اين حد كه افتضااااااااااااااااح بود ... !!!!

از اينش كه بگذريم نميدونيد چقدر سرد بود ، من كه تمام وجودم يخيده بود ... بعد مثلا اونجا اومدن گرممون كنن بهمون شيركاكائو و كيك دادن كه شيركاكائوش حسابــــــــــــــــــي داغ بود ، بيچاره بهار ريخت رو دستش اونم تازه از روي دستكش ، ولي بدجور سوخت !! ما هم كه ديگه اعصاب نداشتيم ميگفتيم : بسه ديگه عبرت گرفتيم اينم از سوختن واسمون كافيه تو رو خدا بريم ...!

 

              

 

امروز زنگ دوم زبان فارسي داشتيم بعد چون بهار ديروز با ما اومده بود ديگه امروز نتونست با بچه هاي ديگه بره واسه همين اومد سر كلاس ما ... بعد معلممون هم همش گير داده بود ساكت باشيد مهمون داريم !!! حالا انگار كي بود ؟؟؟؟ از اون ور نينا و شيرين و مرجان همش حرف ميزنند بعد معلمه من و كه ساكت بودم چپ چپ نگاه ميكرد !!! حالا درسته من يه خورده پر حرفم ولي ديگه نه اينكه جور حرف زدن بقيه رو بكشيم ...!

ديگه چيكار ميشه كرد دوره زمونه عوض شده ... زنگ سوم پژوهش داشتيم معلممون دير اومد ما هم توي كلاس تصميم به هنرنمايي گرفتيم . جاتون خالي من و نينا و سوگي و سايه يه اجراي توپ داشتيم با مدل هاي لباس مختلف از جمله : فشن ، مردونه ، با كلاس ، خوشگله ، لوس و ...

آخر ديگه همه شال گردن و ها و كاپشن هاي بچه ها گم و گور شد از بس اين ور اون ور پرتشون كرديم ... دوربين همرامون بود اينم از عكسامون ...:

 

                          

    

       سوگند ( تيپ اسپرت )             نينا ( مو لخت و ناززززززززز )           سايه ( فقط موهاش كوتاهتره )

 

خب حالا دو تا چيز مهم : 1- يه سوال فني ؟  2- يه اطلاعيه

 

اين سوال مخصوص بر و بچ اكيپ خودمونه ؛ من و نينا و سو ( يا تيام كه اسم جديدشه ) يه مدت طولاني هست كه داريم به يه نكته جالب ميفكريم !!!! كه چرا بچه هاي سوم رياضي كه درس هاشون شديدا سنگينه اينقدر علاف اند ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! يعني هر وقت كه ما كلاس داريم يا نداريم تو سالن يا تو سايتيم يا نمازخونه اينا ول اند ...! البته امكان داره بعضي هاتون متوجه نشده باشيد ولي اگه يه هفته دقت كنيد مي بيند كه از 6 روز و 24 زنگ اينا 25 زنگش رو سر كلاس نيستن و توي مدرسه پخش و پلان !!!! معلوم نيست اينا كي درس ميخونند ؟؟

هر كس كه بتونه به اين سوال رو جواب بده خودم به شخصه با پول خودم براش يه لپ لپ ميخرم !!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

حالا اطلاعيه :

سوگند از اين سوژه اش ( سارا ) خسته شده و شديدا و به دنبال سوژه جديد ميگرده ، اگه براش يه   Case مناسب پيدا كرديد ؛ حتما خبر بديد ، هر كس پيدا كنه قول ميدم سوگند خودش با پول خودش واستون يه لپ لپ ميخره !!!

( البته لپ لپ سوگند دخترونه است )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

نظر یادتون نره ها ، مخصوصا كه ايندفعه مسابقه هم داريم

 

+ ?نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:51 توسط ::. دختراي شيطون .:: |

 

.....................................................................................................!!!!!

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~؟

 

------------------------------------------------------------------------------------

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

..........................................................................................................!!!!!

 

*********************************************************

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~؟

 

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

---------------------------------------------------------------------------------------- ؟؟

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

..................................................................................................................؟

 

******************************************************

 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

  

بابا به عقلمون شك نكنيد ! گفتيم هيشكي كه به نابيناها اهميت نميده !!! حداقل ما براشون يه خاطره بنويسيم ؛ اين خاطرمون هم مخصوص و ويژه نابينايان می باشد !!

توی آپ بعدیمون دوباره واسه شما خاطره می نویسیم . راستی فردا امتحان کشوری مبتکران داریم . تو رو خدا ببین هنوز امتحان های ترممون تموم نشده دارم امتحان کشوری می گیرند. **دوستـــــــــــــــــــــــــــــون داريم مثل هميشه **

 

 

+ ?نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 12:28 توسط ::. دختراي شيطون .:: |