

ســـــــــــلام ... بعد یه عمری ! نکه ما خیلی وقته نبودیم واسه اون .
توی این مدت خیلی اتفاق ها افتاد . اول اینکه بعد اون قضیه اومدن داوود دوباره برای آمادگی دفاعی و آموزش اسلحه یه خواهر بسیجی رو فرستادن مدرسه : خانومه خشن وحشتــــــــناک .
تا رسیده بود اول از همه ... برپــــا .... برجا ... دوباره برپــــا .... برجــــا . یه صد دفعه هی برپا برجا کرد آخرش تازه مجوز نشستن داد . 

بعد نشستن شروع کرده هزارتا اسم پشت سر هم که ما باید اینا رو حفظ کنیم بعد بیایم رو اسلحه توضیح بدیم بهمون نمره بده .
بعد چون دید ما هیچ کدوم حفظ نشدیم هر اسم رو صد دفعه تکرار می کرد . حالا هی محافظ ماشه ... خود ماشه .
مخصوصا این خود ماشه رو نمی گفت اصلا نمی تونست بعد فک کنید 90 نفرم باهاش تکرار می کردن . کرکر خنده شده بود !!!
آخر اینقدر این جمله رو تکرار کرد که خودشم خنده اش گرفت ...
فک کنید اون خنده اش گرفت !! ولی هیچی اومدن داوود نمی شد . حیف دیگه نمیاد ! این عکس رو هم من سفارشی به t.A.T.u اینا گفتم بگیرن به یاد داوود بذاریم اینجا ! 

دیروز با مدرسه رفتیم نمایشگاه کتاب . جاتون خالی خیلی خوش گذشت .
البته من تمام مدت در حال کتاب خریدن بودم ولی تیام و فائزه و سارا در حال ول گشتن .
زنگ زدم میگم سارا کجایید الان ؟ میگه : حوصلمون سر رفت اومدیم بیرون . میگم : خسته نباشید . من هنوز نصف کتاب هام رو نخریدم . شما میگید حوصلمون سر رفت !!!! ![]()
بعد رفته تو یه غرفه نو قسمت اموزشی : تیام به مرده گفته : آقا ببخشید شما کتاب های ادبیات قلم چی رو می شناسید ؟ نظرتون درباره اش چیه ؟ حالا پسره هم کلی ذوق کرده شروع کرده چرت و پرت گفتن .
آخرشم شماره اش رو داده که یه وقت اگه مثلا کاری داشتید تماس بگیرید !!!
( البته منظورش درباره کتاب های قلم چی بوده )

1- هفته بعد شنبه امتحانامون شروع میشه ! خدا رو شکر که امسال این انتخابات هست . وگرنه عین پارسال تا 30 خرداد علاف بودیم !
2- فک کنیم تاریخ اپ بعدیمون بین 22 تا 30 خرداد باشه !
3- امسال خیلی زود گذشت . خوشحالیم تا یک ماهه دیگه سال دوم هم تموم میشه !
4- تا بـــــــعد !
محیا جون ما رو به یه بازی دعوت کرده .... افتخارات دخترای شیطون !
![]()
1- دخترای شیطون نزدیک به 5 ساله که با هم دوست اند . { حال کنید معرفت و مرام و ...} البته من و نینا 12 ساله با هم دوستیم . آخ .... ببخشید الان 88 پس میشه 13 سال ! ![]()
2- تو مدرسه تا می تونیم کرم می ریزیم . بعدشم سریع محل حادثه رو ترک می کنیم . واسه همین همه آتیش های مدرسه زیر سر مائه ... قراره زنگ بزنیم داوود بیاد خاموشش کنه ! ![]()
3- اکیپی پایه ثابت نوشتن تکالیف تو مدرسه ایم . یعنی امکان نداره شما صبح تو مدرسه یکی رو بدون دو تا دفتر و جزوه در حال کپی کردن ببینی !
می تونند از ما به عنوان دستگاه کپی مدرسه استفاده کنند !
4- عادت داریم هر یه مدت یه بار با SMS از شماره های مختلف همدیگه رو سر کار بذاریم . گاهی اوقات یهو کار به قرار گذاشتن هم میرسه . تاریخ آخرین مردم آزاریمون هم مال همین چند روز پیشه ! ![]()
5- علاقه وافری یه در آوردن حرص معلم ها داریم . همین معلم امارمون یه نمونه اش بود تازه یه بار هم معلم زبانمون رو تا سر حد مرگ بردیم . بیچاره اینقدر از دستمون جیغ کشید رنگ صورتش تو مایه های ماهی قرمز شد !
6- نزدیک به 10 الی 11 دفعه تصمیم گرفتیم گروهی بریم سینما و پارک و نمایشگاه و .... ولی متاسفانه هر دفعه بعد از 2-3 ساعت برنامه ریزی رسیدیم سر همون نقطه اول !
7- یه اپ کردیم یه ملت و ترسوندیم . خدا رحم کرد کارشون به بیمارستان نرسید ! 
8- هممون علاقه شدیدا زیادی به درس خوندن داریم ...طوری که که اگر یه هفته ای امتحان نداشته باشیم از شدت غم و حسرت تمام امتحانات هفته بعد رو از دم خراب می کنیم .
{ اینجاست که باید گفت بی جنبه } تازه ایشالله همگی قراره بریم شریف ! 
9- هر وقت هر اتفاقی تو مدرسه ، خونه ، اطراف شهر و .... میافته بی برو برگرد به ما گیر میدن . یعمی همش رو از چشم ما می بینن . همین مونده بود بگن تقصیر شماست ایران به عربستان باخت ! 
10- تا به حال نشده برگه امتحانی رو بدون تقلب بدیم . یعنی کافیه یکی برگه های ما چند نفر و چک کنه . نزدیک به 99% سوالات رو عین هم نوشتیم .
هیچ معلمی هم تا حالا بو نبرده جز معلم شیممون که هر دفعه میگه : این دفعه اخر بود . ![]()
11- به هیچ وجه تاریخ تولد های همدیگه رو فراموش نمی کنیم ! البته این به این معنی نیست که همیشه جشن تولد داریم ! 
12- وبلاگ ما توی نظر سنجی نایت اسکین از بین 99 تا وبلاگ سوم شد . البته به لطف دوستان ! 
13- همیشه با پاچه خواری و چاپلوسی و زور و لوس بازی و داد و بیداد هر طور شده هر امتحانی رو که اراده کنیم کنسل می کنیم . البته تخصصمون بیشتر تو امتحانای ادبیات و زبان فارسیه ! ![]()
14- قدیم ندیم ها که سرمون خلوت بود تو یه شب کامنت ها رو به هزار می رسوندیم ! 

همین دیگه ... چیزی یادم نمیاد . هرکی هم خوند و دوست داشت دعوته !
پ.ن 1 : معنی عنوان اپ : افتخارات دخترای شیطون .
پ.ن 2 : یه برنامه مطالعاتی توپ بهمون دادن ، دخترای شیطون هم عینش رو انجام دادن . مگه نه ؟
پ.ن 3 : طبق معلمول یه ضد حال حسابی : با این برنامه ای که مدرسه واسه هفته بعد گذاشته !
عیدتون مبارکــــــــــ .... البته مثل همیشه با تاخیر ![]()
![]()
مدرسه ما این نزدیک عیدی هم ول کن نبود واسه همین مجبور بودیم تا 28 مدرسه باشیم ولی خب چون دیگه واقعا هیشکی تحمل نداشت تقریبا همه دخترای شیطون 4شنبه رو مدرسه نرفتن .
{ الان تو دلتون میگید خسته نباشن
} روز آخر یعنی سه شنبه هم علافی به تمام معنا بود . تازه ساعت 12 تعطیلمون کردن و صد دفعه هم گفتن این تعطیلی ساعت 12 واسه 4شنبه سوری و فردا تا ساعت 3 باید بیاین مدرسه !!!!!
ما پارسال روز اخر مدرسه نزدیک عید نشستیم جلوی در حیاط هرکس رد میشد دست میدادیم میگفتیم عیدت مبارک .
البته هرکس هم یه طور واکنش داشت !!!!
گفتیم محض خنده امسال هم بد نیست دوباره یه خورده بچه ها رو سر کار بذاریم .
بعد همه نشستیم جلوی در و هرکی می اومد رد بشه یه تبریک بهش می گفتیم . حالا واکنش ها رو داشته باشید : ![]()
æ بچه های دوم که همه توپ سلام و احوال پرسی . یکیشون تا ما رو دید به احوال پرسی نکشیده شروع کرد با تک تک بچه ها ماچ و روبوسی !!!! 
æ یکی از این اولا همون اولین دفعه که رد شد مثل اینکه خیلی خوشش اومد دیگه ول کن قضیه نبود نزدیک 600 دفعه هی میرفت می اومد که دست بده . آخرشم دیگه هیشکی باهاش دست نمی داد . 
æ یکی از این سوما پارسال که همین کار و کردیم روی پای پارمیس و لقد کرد و رفت .
امسال هم بی شخصیت یه سوزنی چیزی فک کنم دستش بود زد تو دست پارمیس { همینه میگن سال سومی ها همیشه عقده این
}
æ یه اوله هست این بشر اینقدر مهربون و با ادب و نجیب و ..... ایناست که ما اسمش رو گذاشتیم ملانی . ا
خه یه شخصیت تو بر باد رفته هست خیلی مهربونه اسمش ملانی .
بعد این ملانی با دوستاش داشت رد میشد یه پلاستیک دستش بود اومد این و بده اون دستش که با ما دست بده یهو دید هیچ کدوم از دوستاش دست ندادن دوباره پلاستیک رو داد همون دستش . یعنی کرکره خنده بود ! 
æ این توفه اینا یعنی دست همه عقده ای ها رو از پشت بستن ! {{ حتی سوم ها }}
هیچ دفعه ای که دست ندادن هیچی از اول تا آخر هم وایستاده بودن پشت در هرکس از بچه هاشون رد میشد میگفتن باهاشون دست ندید.
عقده ای خواستید بیاین مدرسه ما همین توفه اینا واسه هفت پشتتون بسن !
æ یه دختره باز داشت رد میشد دست نداد بعد نینا داد میزنه : با شخصیت هاش دست میدن . بیچاره ترسید برگشت با نینا دست داد !!! 
æ یه دختره دیگه بود با دوستاش اومد بعد یهو همهمه شد این نتونست دست بده بعد گفت : آقا نشد دیگه من حواسم نبود از اول .
بعد رفت از اول اومد ، یهو هیشکی باهاش دست نداد .
بیچاره حسابی ضایع شد ! تازه به دوستاشم میگفت من یه دفعه ضایع شدم . تواضع تا چه حد !!! ![]()
![]()
شما هم خواستید بچه ها رو اسگل کنید یه بار این کار و بکنید حال میده حسابی .
کلی می خندید ، واسه اخر خرداد بد نیست .
پشیمون نمی شید ! 